13 آبان 1404
مدیریت تعارضات و حل اختلافات در محیط کار و خانواده
خودآگاهی، که به معنای توانایی تمرکز بر خود و ارزیابی خویش است، در طول زندگی ما به طور مداوم رشد میکند و به ما این امکان را میدهد که خود را بهتر درک کنیم و با محیط اطراف خود ارتباط برقرار نماییم. بسیاری از افراد میتوانند از شناخت عمیقتر خود بهرهمند شوند، حتی زمانی که به نظر میرسد آگاهی کاملی از خود دارند. در واقع، ما میتوانیم در طول زندگیمان به توسعه خودآگاهی ادامه دهیم.
خودآگاهی به معنای توانایی درک و شناخت خود، آگاهی از ارزیابیهای دیگران نسبت به خود و فهم چگونگی ارتباط با جامعه و محیط اطراف است.
تحقیقی که در سال 2017 انجام شد، نشان داد افرادی که به خودشان توجه بیشتری دارند و از خودآگاهی بالایی برخوردارند، معمولاً تصویر مثبتتری از خود دارند و درک عمیقتری از دیگران پیدا میکنند. این ویژگی میتواند به افزایش همدلی در روابط اجتماعی منجر شود.
علاوه بر این، افرادی که خودآگاهی بیشتری دارند، معمولاً در محیط کار فعالتر بوده و مهارتهای ارتباطی بهتری از خود نشان میدهند. بر اساس یک پژوهش در سال 2016، افزایش ویژگیهای مثبت ناشی از خودآگاهی میتواند به بهبود کیفیت زندگی و رفاه فردی کمک کند.
علت عدم خودآگاهی در انسانها چرا و چگونه به وجود میآید؟ این سوال یکی از پیچیدهترین مباحث در حوزه روانشناسی و علوم رفتاری است. مطالعات متعدد نشان دادهاند که تنها بخش کوچکی از جمعیت جهان به میزان کافی خودآگاه هستند. برای مثال، تاشا اوریش، که محقق و روانشناس سازمانی است، در تحقیقات گستردهای که در زمینه خودآگاهی انجام داده، دریافت که از میان افرادی که به عنوان افرادی با خودآگاهی بالا شناخته میشوند، تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد هستند که با معیارهای دقیق خودآگاهی مطابقت دارند.
اوریش معیارهای خودآگاهی را به دو بخش عمده تقسیمبندی میکند: خودآگاهی درونی و خودآگاهی بیرونی. خودآگاهی درونی در حقیقت به شناخت عمیق و روشن از شخصیت و ارزشهای فرد اشاره دارد. این نوع خودآگاهی به افراد کمک میکند تا تفکر، واکنش و رفتارهایشان با دیگران منطبق باشد و هماهنگی بیشتری درون زندگیشان احساس کنند.
در مقابل، خودآگاهی بیرونی به توانایی درک چگونگی برداشت دیگران از شخصیت فرد اطلاق میشود. بدون داشتن این نوع خودآگاهی، ممکن است افراد بیش از حد بر ظاهر خود تمرکز کنند و در تلاش برای حفظ این تصویر، ارزشهای واقعی و اولویتهای مهم خود را نادیده بگیرند.
برای دستیابی به خودآگاهی هر دو بعدی، باید موارد زیر را مد نظر قرار داد:
۱. شناخت دقیق اینکه شما چه کسی هستید و چه اهدافی در زندگی دارید.
۲. درک تأثیر رفتارهای شخصی بر دیگران و محیط پیرامون.
۳. جستجو و پذیرش نظرات مخالف برای گسترش دیدگاهها.
خودآگاهی یکی از ستونهای اصلی هوش هیجانی به شمار میآید. افرادی که هوش هیجانی کمتری دارند، اغلب در تشخیص و مدیریت احساسات خود دچار مشکل میشوند؛ این عدم توانایی ممکن است به بروز واکنشهای احساسی ناگهانی یا عدم شناخت درست احساسات منجر شود.
۱. نپذیرفتن مسؤولیت شخصی. تحسین از خود وقتی همهچیز خوب پیش میرود ولی یافتن بهانه یا سرزنش دیگران در مواقع ناخوشایند.
۲. نادیدهگرفتن دیدگاههای متفاوت. وقتی دیگران عقاید شما را مورد پرسش قرار میدهند، آنها را کنار میگذارید. بررسیها نشان داده که افراد با باورهای شدیدتر تمایل کمتری به پذیرش دیدگاههای مخالف دارند.
۳. مشکل در کنترل احساسات. مشکل در شناخت و مدیریت احساسات میتواند چالش مهم افراد باشد.
۴. عدم تفکر قبل از عمل. نتوانستن توضیح منطقی برای اعمال و رفتارها و اقدام بدون فکر.
۵. بیتفاوتی و همدردی کم با دیگران.
۶. قضاوت دیگران بدون اطلاع کافی بر اساس برداشتها و نظرات شخصی.
خودآگاهی به ما امکان میدهد تا تصویری روشنتر از خودمان داشته باشیم، ارزیابی بهتری از دیگران دریافت کنیم، ارتباط مؤثرتری با آنها برقرار کنیم و از نعمات زندگی بیشتر بهره ببریم.
تحقیقات معتبر نشان دادهاند که افراد خودآگاهتر ارتباطات بینافردی بهتر، روابط قدرتمندتر و عزت نفس بیشتری دارند. تمامی این ویژگیها سبب افزایش رفاه کلی در زندگی فردی میشود.
هر فردی قادر است خودآگاهی خود را ارتقاء دهد و این تغییرات مثبت فقط نیازمند تمرین مستمر و دیدی باز نسبت به زندگی است. اگر نمیدانید از کجا آغاز کنید، مشاوره با یک متخصص سلامت روان میتواند راهنمای خوبی برای شروع مسیر تحول شخصی باشد.
در صورت تمایل به مشاوره فردی می توانید با همکاران ما در مرکز مشاوره سایه زیر نظر خانم دکتر عباسی با شماره 44212133 - 021 تماس بگیرید.
در مقاله بعدی راهکارهای تقویت خودآگاهی را معرفی خواهیم کرد.