13 آبان 1404
مدیریت تعارضات و حل اختلافات در محیط کار و خانواده
برخی از افراد ممکن است این پرسش را مطرح کنند که چگونه میتوان تشخیص داد که درگیر یک رابطهی مخرب عاطفی هستند. در پاسخ، همواره بر اهمیت توجه به احساسات شخصی تأکید میکنم و میگویم: چگونه در این رابطه احساس میکنید؟ گرچه این نوع پاسخ ممکن است برای افرادی که به دنبال شناسایی مجموعهای از رفتارهای مشخص برای تشخیص یک رابطهی آسیبرسان عاطفی هستند، قانعکننده به نظر نرسد، اما درک این مسئله ضروری است که چنین روابطی غالباً به دلیل ماهیت پیچیده و ظریفشان، بهسختی قابل شناسایی و اثبات هستند.
رابطهی مخرب عاطفی معمولاً با نشانههای آشکار آغاز نمیشود. پدیدهی سوءاستفاده عاطفی اغلب بهصورت تدریجی و پس از شکلگیری اعتماد و ارتباطهای احساسی اتفاق میافتد. در این روند، فرد آزارگر عاطفی با بهکارگیری الگوهای رفتاری کنترلکننده و اجباری، نوعی دینامیک قدرت و کنترل ایجاد میکند که به شکل سیستماتیکی حس ارزشمندی، اعتماد به نفس، و توانایی قضاوت و تکیه بر شهود فرد مقابل را تضعیف میکند. این فرایند میتواند باعث شود قربانی نتواند رابطه را آنگونه که واقعاً هست، ببیند. از این رو، توجه به احساسات جسمانی و عاطفی خود در یک رابطه اهمیت بسیاری دارد تا بتوان هرگونه آسیب یا تخریب بالقوه را شناسایی کرد.
در یک رابطه متقابل و سالم که بر پایه احترام بنا شده است، معمولاً احساس امنیت، آرامش و آسایش بر تعاملات حاکم است. در چنین رابطهای، فرد در کنار شریک زندگی خود احساس راحتی و آزادی میکند و بدون نگرانی یا ترس از قضاوت یا پیامدهای احتمالی، توانایی ابراز افکار، احساسات و دغدغههای خود را داراست. در نهایت، فضایی مملو از آرامش و اطمینان خاطر برای طرفین ایجاد میگردد.
از سوی دیگر، روابطی که با آزارهای عاطفی همراه هستند، ذاتاً ماهیتی استرسزا دارند. حتی سادهترین و بدیهیترین جنبههای چنین روابطی میتوانند بسیار چالشبرانگیز شوند و استرس ناشی از آن به شکلهای گوناگون بروز یابد. ممکن است متوجه شوید که به طور مکرر گریه میکنید یا احساس اختلالات شدید عاطفی را تجربه میکنید. همچنین ممکن است تحریکپذیری یا خشم بیشتری در خود احساس کنید یا به نوعی دچار بیگانگی عاطفی از رابطه شده باشید. در مواردی، ممکن است احساس ترس یا اضطراب در حضور شریک زندگی خود بر شما غالب شود. علاوه بر این، ممکن است به رفتارها یا اقداماتی روی آورید که معمولاً در راستای جلوگیری از تنش یا کسب رضایت شریک زندگی انجام نمیدادید.
علاوه بر پیامدهای روابط بینفردی بر سلامت روان و وضعیت عاطفی، این نوع استرس و آسیبهای روانی میتوانند اثرات مهمی بر وضعیت فیزیکی بدن نیز داشته باشند. در مواجهه با بحرانها یا شرایط استرس شدید، سیستم عصبی شما به طور خودکار فعال میشود و پاسخی را تحت عنوان "جنگ، فرار یا تسلیم" ایجاد میکند. با این حال، هنگامی که استرس به صورت مزمن یا مداوم تجربه میشود و فرصت یا توانایی برای بهبود و بازیابی وجود ندارد، بدن به این وضعیت واکنش نشان داده و حالت فعال سیستم دفاعی اعصاب را حفظ میکند. در چنین شرایطی، سیستم عصبی به نوعی به "تسلیم" تن درمیدهد و بدن با انباشت هورمونهای استرس اضافی مانند کورتیزول و آدرنالین روبهرو میشود.
اگرچه ترشح این هورمونها ذاتاً ویژگیهای تطبیقی دارند و به ما در پاسخ به تهدیدات و محافظت از خود کمک میکنند، ولی هنگامی که در مقادیر زیاد و برای مدت طولانی تولید شوند، ممکن است سیستم ایمنی بدن را تضعیف کنند یا به آن آسیب بزنند و سلامت فیزیکی را در معرض خطر قرار دهند. از این منظر، میتوان نگاه به بدن و سلامت فیزیکی را نوعی "سیگنال هشدار" تلقی کرد. زمانی که شرایط مطلوب نیست یا هنگامی که در یک رابطه یا موقعیتی زیانبار قرار دارید، بدن شما از طریق نشانههای فیزیکی اقدام به برقراری ارتباط میکند. جالب اینجاست که بدن و سیستم گوارشی نیز نقش کلیدی در این فرآیند ایفا میکنند، به ویژه هنگامی که فرد نتواند با احساسات خود ارتباط برقرار کند، پدیدهای که معمولاً به عنوان یک سازوکار دفاعی شایع شناخته میشود.
نمونههای زیر نشاندهنده چگونگی تأثیرگذاری استرس ناشی از روابط آسیبزا بر عملکرد بدن شما هستند:
- سردردهای مداوم یا میگرن
- خستگی مزمن یا کاهش سطح انرژی
- اختلالات گوارشی
- کاهش وزن غیرارادی
- ریزش موی شدید
- افزایش فشار خون
- انقباض و تنش عضلانی
- دردهای ناحیهای مانند کمردرد
- بروز ناهنجاری در تنظیم چرخههای قاعدگی یا بینظمی در آنها
- مشکلات خواب نظیر بیخوابی
- ضعف در حافظه یا از دست دادن بخشی از آن
- تجربه مه ذهنی که با کاهش هوشیاری، فقدان تمرکز و ناتوانی در توجه به محیط اطراف همراه است. مه ذهنی حالتی روانی است که فرد ممکن است احساس کند از واقعیت فاصله گرفته و در درک امور روزمره دچار مشکل شده است.
اندکی زمان اختصاص دهید تا با بدن و احساسات خود رابطهای عمیقتر برقرار کنید. در این راستا، پرسشهای زیر را با دقت و تأمل از خود مطرح نمایید:
- آیا از زمان ورود به این رابطه، تغییرات قابل توجهی در روحیه یا وضعیت احساسی من رخ داده است؟
- چه نوع رفتار یا واکنشی ممکن است از من بروز کند که نشاندهنده وضعیت نامناسب روانی یا عاطفی من باشد؟
- در کنار یا در حضور همسرم چه نوع احساساتی را تجربه میکنم؟
- هنگام اندیشیدن به شریک زندگی یا رابطهام، چه واکنشهای احساسی درون من نمایان میشود؟
- آیا تغییرات چشمگیری در وضعیت جسمانی یا سلامت بدنیام ایجاد شده است؟
با نگاه کنجکاوانه و بدون قضاوت به این سوالها پاسخ دهید. لازم به ذکر است که هر فرد، بسته به شرایط روانی و جسمانی، به فشارهای عصبی و استرس به شکلی متفاوت واکنش نشان میدهد (از جمله مواردی مرتبط با سوءاستفاده عاطفی). اما شما قادر خواهید بود بهتر از دیگران علائم و تغییرات موجود در بدن و ذهن خود را شناسایی و تفسیر کنید. اگر متوجه دگرگونیهایی در وضعیت احساسی، ذهنی، یا عملکرد بدنی خود شدهاید، این نشانهها را جدی بگیرید و با لطف و مراقبت به آنها پاسخ دهید. افزون بر این، در صورت نیاز میتوانید از خدمات تخصصی نظیر زوجدرمانی یا مشاوره فردی کلینیک سایه زیر نظر خانم دکتر زهرا عباسی بهره ببرید تا در بهبود رابطه و ارتقای سلامت روانی خود گام بردارید.
برای کسب اطلاعات بیشتر با ما با شماره 44212133 - 021 تماس بگیرید.