13 آبان 1404
مدیریت تعارضات و حل اختلافات در محیط کار و خانواده
در این مطلب ابتدا به معرفی رفتاردرمانی شناختی و رفتاردرمانی دیالکتیکی خواهیم پرداخت. سپس با بررسی دقیقتر، جنبههای مشابه و متفاوت این دو رویکرد درمانی را تحلیل و مرور میکنیم.
رفتاردرمانی دیالکتیکی یا DBT نوعی روش رواندرمانی است که بهطور ویژه برای کمک به افرادی طراحی شده است که با مشکلاتی مانند تنظیم هیجانات، رفتارهای تکانشی یا الگوهای آسیبزا دستوپنجه نرم میکنند. این رویکرد درمانی که از اصول درمان شناختی-رفتاری (CBT) الهام گرفته، بر پذیرش و تغییر رفتارهای ناسالم تمرکز دارد. در این روش، درمانگر تلاش میکند تعادلی میان پذیرش وضعیت فعلی و ایجاد تغییرات مثبت برقرار کند. رفتاردرمانی دیالکتیکی بیشتر برای درمان اختلال شخصیت مرزی، مدیریت استرس و مشکلات ناشی از ناپایداری عاطفی مؤثر است و شامل تکنیکهایی مانند تمرکز حواس (Mindfulness)، تحمل شرایط دشوار، تنظیم هیجانات و بهبود روابط بین فردی میشود.
رفتاردرمانی شناختی یا CBT (Cognitive Behavioral Therapy) یکی از روشهای شناختهشده در رواندرمانی است که بر تغییر الگوهای فکری و رفتاری ناسالم تمرکز دارد. این رویکرد بر این باور استوار است که افکار، احساسات و رفتارهای ما به هم مرتبط هستند و با اصلاح افکار منفی و ناکارآمد، میتوان احساسات و رفتارهای بهتری را تجربه کرد. این روش معمولاً برای درمان مشکلاتی مانند استرس، اضطراب، افسردگی و اختلالات مرتبط بهکار میرود و از طریق جلسات منظم با یک درمانگر انجام میشود.
مقایسه بین رفتاردرمانی شناختی و رفتاردرمانی دیالکتیکی شامل بررسی تفاوتها و اهداف این دو رویکرد رواندرمانی است. رفتاردرمانی شناختی بیشتر بر شناسایی و تغییر الگوهای فکری و رفتاری ناسالم تمرکز دارد. این روش به افراد کمک میکند تا تفکرات منفی یا ناکارآمد خود را بشناسند و آنها را با الگوهای مثبتتر جایگزین کنند.
در مقابل، رفتاردرمانی دیالکتیکی که از رفتاردرمانی شناختی نشأت گرفته، علاوه بر تمرکز بر تغییر، بر پذیرش نیز تأکید دارد. این روش بهویژه برای افرادی با مشکلات شدید عاطفی یا اختلالات خاص مانند شخصیت مرزی طراحی شده است. مهارتهایی مانند تحمل پریشانی، تنظیم هیجان و افزایش ذهنآگاهی از جمله محورهای اصلی این نوع درمان هستند.
به طور کلی، هر دو روش ابزارهایی مؤثر در رواندرمانی محسوب میشوند، اما انتخاب مناسبترین روش بستگی به نیازها و چالشهای خاص فرد دارد.
CBT و DBT ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، بهطوریکه DBT در حقیقت از CBT سرچشمه گرفته و مهارتهای اضافی مانند ذهنآگاهی و تنظیم هیجانی را شامل میشود. در این میان، شباهتهای قابلتوجهی بین این دو رویکرد وجود دارد که به برخی از آنها پرداخته شده است:
1- در هر دو روش CBT و DBT، فرد با یک درمانگر درباره افکار منفی و چالشهای زندگی خود صحبت میکند. برای مثال، یک نوجوان ممکن است به دلیل فشار مسئولیتهای زیاد، دچار استرس شود و دیدگاههای منفی نسبت به خود و دنیای اطرافش پیدا کند. هر دو رویکرد بر این اصل تأکید دارند که رابطهای علت و معلولی میان افکار، احساسات و رفتارها وجود دارد.
2- فرایند حل مسئله نیازمند مکالمهای در فضایی ایمن است تا افکار و احساسات به دقت مورد بررسی قرار گیرند. به همین دلیل، چه فرد CBT را انتخاب کند و چه DBT، در هر حال با دنیای درونی خود شامل احساسات، رفتارها و افکارش مواجه خواهد شد.
3- هدف اصلی هر دو روش کمک به بهبود خودآگاهی، بازنگری در رفتارهای خودتخریبگر و ایجاد عادات سالمتر است.
4- تأکید هر دو رویکرد بر ارتباط درمانی بین مراجعهکننده و درمانگر است. همچنین معمولاً انتظار میرود مراجع در فاصله بین جلسات تکالیفی را انجام دهد.
در نهایت، اگرچه DBT بهعنوان یک روش درمانی مستقل شناخته میشود، اما بسیاری از اصول نظری آن بر پایه CBT بنا شده است و این ارتباط تنگاتنگ همچنان نقش کلیدی دارد.
۱- مبانی فلسفی
در CBT تفکر بر این است که افکار مخرب باعث اختلالات روانی میشوند و با یادگیری میتوان این افکار را تغییر داد. اما DBT ترکیبی از CBT همراه با عناصر فلسفه بودیسم و مفاهیم معنوی مانند پذیرش در دعاهای مسیحیت است که پایه آن را شکل میدهد.
۲- تمرکز محوری
CBT عمدتاً بر مشکلاتی تمرکز دارد که ریشه در زمان کودکی داشته و توسط باورها و افکار موجود تقویت شدهاند. از سوی دیگر، DBT بر ابعاد روانی-اجتماعی متمرکز است و تلاش میکند با استفاده از تکنیکهای حمایتی، شناختی و تعامل فردی به مراجعین در مدیریت هیجانات و برانگیختگی کمک کند.
۳- اهداف درمانی
در CBT اهداف مشخص و قابل اندازهگیری تعیین میشوند. این روش بر شناسایی و اصلاح افکار یا رفتارهای منفی تمرکز دارد و معمولاً زمانی که این اهداف محقق شوند، فرآیند درمان پایان مییابد. اما DBT بیشتر بر پذیرش خود، تنظیم احساسات و کاهش رفتارهای مخرب تأکید دارد. اهداف در DBT کمتر جزئیسازی شدهاند و تمرکز آن بر ایجاد تغییرات تدریجی در افراد است.
۴- رابطه درمانگر و مراجع
در CBT ارتباطی مشابه رابطه معلم و دانشآموز شکل میگیرد؛ زیرا درمانگر نقش راهنما را برای مراجع ایفا میکند و با ارائه تکالیف، او را در مسیر درمان هدایت میکند. اما در DBT، رابطه درمانی بر پایه همدلی، پذیرش بیقیدوشرط و اتحاد بین درمانگر و مراجع استوار است.
۵- پذیرش
CBT به مقابله با افکار و رفتارهای ناکارآمد بهعنوان «مشکلاتی که باید تغییر کنند» نگاه میکند و هدف آن حذف یا اصلاح این الگوهاست. در مقابل، DBT مفهوم پذیرش را تقویت میکند، جایی که رویدادهای روانشناختی بدون قضاوت پذیرفته میشوند، حتی اگر ناکارآمد باشند.
۶- تکنیکها
CBT از روشهای ساختاریافتهای شامل تکنیکهای رفتاری، شناختی و هیجانی استفاده میکند تا به دستیابی به اهداف مشخص بیانجامد. در DBT، چهار مهارت اصلی شامل ذهنآگاهی، اثربخشی بینفردی، تنظیم هیجانات و تحمل پریشانی به مراجعین آموزش داده میشود تا بتوانند آنها را در زندگی روزمره به کار بگیرند.
۷- زمینههای کاربردی
مطالعات نشان دادهاند که CBT در درمان افسردگی، اضطراب، وسواس فکری-اجباری (OCD)، فوبیا و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بسیار اثربخش است. اما DBT بیشتر برای افرادی که با اختلال شخصیت مرزی (BPD)، رفتارهای خودآسیبرسان یا افکار مزمن خودکشی درگیر هستند، مناسبتر است.
۸- ساختار و زمانبندی جلسات
جلسات CBT معمولاً کوتاهمدتتر بوده و بازهای بین ۶ هفته تا ۶ ماه دارند. اما DBT یک فرآیند بلندمدت است که میتواند از حداقل ۶ ماه تا چند سال ادامه یابد. همچنین در DBT گروهدرمانی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا فرصتی برای تمرین مهارتهایی چون ارتباطات بینفردی در فضایی حمایتی فراهم میکند. اما در CBT جلسات گروهی کمتر مورد استفاده قرار میگیرند، چرا که تأکید اصلی بر کار فردی میان درمانگر و مراجع است، همراه با تکالیفی که مراجع باید در خارج از جلسه انجام دهد.
در این مقاله یاد گرفتیم که CBT و DBT هر دو از روشهای اثربخش در درمان افراد با اختلالات روانی متنوع محسوب میشوند. با این حال، آگاهی از تفاوتهای میان این دو رویکرد میتواند در انتخاب مناسبترین روش درمانی یاریرسان باشد. اینکه کدام یک انتخاب شود، به ماهیت مشکل فرد، شرایط او، توانایی درمانگر و تشخیص وی در مورد بهینهترین شیوه درمان بستگی دارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با همکاران ما در مرکز مشاوره سایه زیر نظر خانم دکتر زهرا عباسی با شماره 44212133 - 021 تماس بگیرید.