طرحواره درمانی
  • 30 دی 1403

در مورد طرحواره درمانی و 18 طرحواره یانگ بیشتر بدانید

آیا تا به حال فردی را دیده‌اید که به نظر می‌رسد مدام در یک چرخه تکراری از رفتارها و ارتباطات مشابه با دیگران گرفتار باشد؟ از ورود به روابط ناسالم گرفته تا مبارزه با اعتیاد، مشکلات عزت نفس، یا سایر چالش‌های منفی زندگی؛ گاهی این وضعیت مانند یک نوار ضبط‌شده است که مدام تکرار می‌شود.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید این موضوع صرفاً یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه پدیده‌ای علمی و ثابت‌شده است که به دلیل موضوعاتی تکرارشونده رخ می‌دهد. این موضوعات به عنوان «طرحواره» شناخته می‌شوند. طرحواره‌ها را می‌توان مانند قالب‌ها یا چارچوب‌هایی تصور کرد که بر اساس تجربیات یا واقعیت شکل گرفته‌اند و به ما در درک و تفسیر تجربیات کمک می‌کنند. اما احساسات و باورهای منفی، مثل "من به اندازه کافی خوب نیستم" یا "نیازهای من هرگز برآورده نخواهند شد"، معمولاً از دوران کودکی شکل می‌گیرند و به الگوهایی عمیق تبدیل می‌شوند که تا زمان انجام اقدامی برای تغییر، در چرخه‌ای مداوم باقی می‌مانند.

یکی از مؤثرترین روش‌ها برای ایجاد این تغییر، طرحواره‌درمانی است.

طرحواره درمانی چیست؟

طرحواره درمانی رویکردی روان‌شناختی است که به منظور شناسایی و درمان الگوهای فکری، احساسی و رفتاری ناسازگار که ریشه در تجربیات اولیه زندگی دارند، طراحی شده است. این روش با ترکیب عناصر مختلف از درمان‌های شناختی-رفتاری، روان‌پویشی و دلبستگی، تلاش می‌کند تا افراد را در تغییر الگوهای زیربنایی خود کمک کند. هدف اصلی طرحواره درمانی، اصلاح باورهای ناکارآمد و جایگزینی آن‌ها با الگوهای سالم‌تر است تا کیفیت زندگی فرد بهبود یابد و روابط او تقویت شود.

نگاهی اجمالی به طرحواره درمانی
طرحواره‌درمانی که معادل انگلیسی آن Schema Therapy است، توسط جفری یانگ پایه‌گذاری شد و به‌عنوان یک روش درمانی جامع و یکپارچه شناخته می‌شود. این رویکرد عناصر متعددی را از شاخه‌های درمانی مختلف مانند رفتاردرمانی، نظریه دلبستگی، شناخت‌درمانی، گشتالت‌درمانی و روان‌پویشی در خود جای داده است.
در مواجهه با اختلالات روانی، اغلب درمان‌های رفتاری و شناختی به عنوان راهکارهای اصلی در نظر گرفته می‌شوند. با این حال، مدل طرحواره‌درمانی جایگاه ویژه‌ای به روابط درمانی و تمرکز بر هیجانات بیمار اختصاص می‌دهد و این دو جنبه را به‌اندازه مداخلات شناختی و رفتاری مهم می‌داند.
جفری یانگ این رویکرد را با هدف کمک به افرادی توسعه داد که مشکلات روان‌شناختی آنها از طریق درمان شناختی رفتاری به طور کامل رفع نمی‌شود. اساس طرحواره‌درمانی بر این فرض استوار است که بسیاری از اختلالات شخصیتی ریشه در نیازهای عاطفی برآورده‌نشده دوران کودکی دارند. در گذشته، اختلالات شخصیتی همچون اختلال شخصیت مرزی به عنوان مشکلاتی بدون امکان تغییر تلقی می‌شدند. این طرز فکر موجب تردید بسیاری از متخصصان سلامت روان در کار با بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی یا موارد مشابه شده بود.
با این حال، موفقیت‌های ثبت‌شده در طرحواره‌درمانی امید تازه‌ای برای افرادی ایجاد کرده است که مشکلات عاطفی آنها پیش‌تر غیرقابل درمان پنداشته می‌شد. این روش نه تنها در درمان اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال شخصیت خودشیفته اثرگذار است، بلکه به حل چالش‌هایی نظیر اضطراب، افسردگی مزمن، اختلالات خوردن، استرس پس از سانحه و سوءمصرف مواد نیز کمک شایانی می‌کند.

طرحواره چیست و چگونه تعریف می‌شود؟

طرحواره به عنوان یک الگوی منفی پایدار تعریف می‌شود که از دوران کودکی آغاز شده و در طول زندگی فرد تقویت می‌شود. این الگوها از طریق رفتارها، باورهای اساسی، نوع روابط و افکار شکل‌گرفته ادامه پیدا می‌کنند. برای مثال، باورهای منفی مرتبط با طرحواره شامل جملاتی مانند "هیچ‌کس مرا دوست ندارد"، "من هرگز موفق نخواهم شد"، "من زشت هستم" یا "من یک فرد شکست‌خورده‌ام" است. توجه به این نکته اهمیت دارد که برخی از باورهای مرتبط با طرحواره ممکن است در بزرگسالی شکل بگیرند و نه الزاماً در کودکی، اما باورهای عمیق و ریشه‌دار دوران اولیه زندگی معمولاً قوی‌تر و تأثیرگذارتر هستند.
طبق اصول طرحواره‌درمانی، طرحواره‌های ناسازگار به دلیل تجربیات ناخوشایند دوران کودکی شروع به شکل‌گیری می‌کنند. این طرحواره‌ها همچنین می‌توانند چارچوب‌هایی باشند که افراد بر اساس آن‌ها رویدادهای زندگی، رفتار دیگران و تأثیرات این رفتارها را در آینده تفسیر می‌کنند. طرحواره‌های ناسازگار ممکن است افراد را به سمت تصمیمات نادرست سوق دهند، مثل وارد شدن در روابط سمی، داشتن مهارت‌های اجتماعی ضعیف، رفتارهای آسیب‌رسان و احساسات منفی از جمله اعتمادبه‌نفس پایین یا حس بی‌ارزشی.
هنگامی که نیازهای عاطفی اصلی، همچون ایمنی، عشق و توجه، در دوران کودکی برآورده نشوند، فرد ممکن است این کاستی‌ها را تا بزرگسالی با خود حمل کند، بدون اینکه بتواند از طریق ایجاد روابط سالم یا تأمین نیازهای عاطفی به صورت مستقل به این کمبودها پاسخ دهد.
هدف اصلی درمانگرانی که از طرحواره‌درمانی بهره می‌برند، کمک به افراد در برطرف کردن نیازهای تأمین‌نشده گذشته‌شان است. این روش درمانی تلاش می‌کند تا احساسات و الگوهای منفی ریشه‌دار را شناسایی کرده و اصلاح کند.
برخلاف رویکرد شناختی-رفتاری که بیشتر بر آموزش مدیریت احساسات منفی تمرکز دارد، طرحواره‌درمانی از تکنیک‌های متنوعی بهره می‌گیرد تا تغییرات لازم را با تمرکز بر احساسات فردی ایجاد کند و به او کمک کند بهبود یابد.

تکنیک‌های مطرح در طرحواره درمانی کدامند؟

طرحواره‌درمانی ترکیبی از تکنیک‌های شناختی-رفتاری (CBT)، روش‌های تجربی و تمرکز بر هیجانات را در فرآیند درمان به کار می‌گیرد. این رویکرد بر این ایده استوار است که دستیابی به سطوح عمیق‌تر هیجانی در مغز می‌تواند منجر به تغییرات معنادار و پایدار شود.
جلسات معمول طرحواره‌درمانی شامل فعالیت‌هایی مانند نوشتن پیام‌هایی روی کارت‌ها به افراد مؤثر در تأمین‌نشدن نیازهای عاطفی دوران کودکی است. این پیام‌ها ممکن است به صورت جملات ساده یا اشعار بیان شوند. در طول جلسات، درمان‌جو متداوماً احساسات خود را به زبان می‌آورد. این فرایند باعث می‌شود که او بتواند اظهارات مثبتی را درباره نیازهای عاطفی خود با افرادی که در مراحل مختلف زندگی‌اش اهمیت داشته‌اند، بیان کند. احساسات ثبت‌شده روی فلش‌کارت‌ها به تدریج توسط درمان‌جو درونی می‌شوند و همین امر در تقویت "حالت بزرگسال سالم" نقش مثبتی ایفا می‌کند.
تکنیک‌های تجربی با برخورد مستقیم و عمیق با طرح‌واره‌ها، بخصوص در سطح هیجانی عمل می‌کنند. افراد از روش‌هایی همچون تصویرسازی ذهنی و گفتگو، برای ابراز خشم یا ناراحتی نسبت به وقایع دوران کودکی استفاده می‌کنند.
تصویرسازی به افراد کمک می‌کند تا رویدادهای ناخوشایند کودکی خود را واکاوی کرده و درک کنند چگونه این اتفاقات منجر به شکل‌گیری طرح‌واره‌های ناسازگار شده‌اند. در دوران کودکی، نیمکره راست مغز غالب بوده و تجربیات اولیه از این مسیر ذخیره شده‌اند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که طرح‌واره‌های ناسازگار اغلب در این بخش از مغز که مرتبط با هیجانات شدید است، باقی می‌مانند.
در طی فرآیند تصویرسازی، از فرد خواسته می‌شود خاطرات یا تجربیات ناخوشایندش را مجسم کند و سپس گفت‌وگوهای خیالی با کسانی که عامل آن تجربه‌ها بوده‌اند داشته باشد. همچنین نقش مراقبان خیالی وارد می‌شود تا نیازهای عاطفی برآورده‌نشده فرد را پاسخ دهند. این تکنیک برای پردازش سوگ، غلبه بر آسیب‌های روانی و کاهش تأثیرات رویدادهای دردناک بسیار موثر است.
تکنیک‌های دیگری نیز وجود دارند، مانند صندلی خالی و بازوالدینی. در مفهوم طرحواره‌درمانی، اگر نیازهای کودکانه فرد در زمان خود تأمین نشده باشند، این موضوع می‌تواند منجر به شکل‌گیری الگوهای منفی پایدار شود. بااین‌حال، تأمین این نیازها حتی در دوران بزرگسالی می‌تواند به کاهش اثرات مخرب طرح‌واره‌های ناسازگار و بهبود وضعیت روانی کمک کند.

جلسه طرحواره درمانی چگونه انجام می شود؟

جلسه طرحواره درمانی به این صورت برگزار می‌شود که متخصص روان‌شناسی یا روان‌درمانگر ابتدا با بررسی دقیق پیشینه زندگی و مشکلات فرد، طرحواره‌های منفی یا ناکارآمدی که ممکن است ریشه در تجربیات گذشته داشته باشند را شناسایی می‌کند. در جریان این جلسات، درمانگر از تکنیک‌های مختلفی مانند گفت‌وگو و بازسازی شناختی، تصویرسازی ذهنی، نقش‌آفرینی و همچنین کار روی احساسات استفاده می‌کند تا به فرد کمک کند الگوهای ناسالم را شناسایی کرده و آنها را تغییر دهد. این فرآیند معمولاً شامل ایجاد آگاهی از طرحواره‌ها، درک تأثیر آنها در زندگی روزمره و تلاش برای جایگزینی افکار و رفتارهای سالم‌تر است. تعداد جلسات و روش دقیق اجرا بسته به نیازهای هر فرد متفاوت خواهد بود.

طرحواره ناسازگار یانگ

18 طرحواره تعریف شده

محرومیت هیجانی: باور به اینکه دیگران نمی‌توانند یا نمی‌خواهند از شما حمایت عاطفی کنند یا با شما همدلی داشته باشند و این حمایت به میزان کافی فراهم نمی‌شود.

بی‌اعتمادی و بدرفتاری: دیدن دیگران به‌عنوان افرادی که ممکن است شما را تحقیر، سوءاستفاده یا بدرفتاری کنند و اعتقاد به اینکه این آسیب‌ها عمدی هستند.

وابستگی و بی‌کفایتی: تصور اینکه بدون کمک دیگران نمی‌توان مسئولیت‌ها را به‌خوبی مدیریت کرد، مثل تصمیم‌گیری یا انجام کارهای جدید.

نقص و شرم: احساس ناخواسته بودن، بی‌ارزشی یا حقارت، که باعث حساسیت شدید نسبت به انتقاد یا طرد می‌شود.

استحقاق: باوری که فرد نسبت به دیگران برتر است و شایسته دریافت امتیازات خاص است. این ویژگی همراه با رفتارهای کنترلی، رقابت‌طلبی و کمبود همدلی ظاهر می‌شود.

خود تحول‌نیافته یا گرفتار: ارتباط هیجانی بیش از حد با دیگران (به‌ویژه والدین) که مانع از استقلال فردی شده و منجر به کاهش فردگرایی می‌شود.

بیگانگی یا انزوای اجتماعی: احساس جدایی از جمع و تصور دور افتادن از دیگران.

رهاشدگی و بی‌ثباتی: عدم اعتماد به دریافت محبت پایدار از دیگران، به دلیل اینکه اطرافیان غیرقابل پیش‌بینی، بی‌ثبات یا غیرقابل اطمینان به نظر می‌رسند.

آسیب‌پذیری نسبت به ضرر یا بیماری: نگرانی مداوم از وقوع فجایع یا حوادث ناگوار.

شکست: باور به اینکه در زمینه دستاوردهای زندگی یک شکست‌خورده است یا در نهایت شکست خواهد خورد.

خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی: دشواری در کنترل هیجان‌ها و تحمل ناکامی‌ها هنگام تلاش برای رسیدن به اهداف شخصی.

پذیرش‌جویی و جلب توجه: وابستگی شدید به توجه، تأیید یا تحسین دیگران که اعتمادبه‌نفس را وابسته به واکنش‌های آن‌ها می‌کند.

تنبیه: اعتقاد به این که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان مجازات شوند، که باعث مشکل در بخشش و بروز خشم و سخت‌گیری می‌شود.

معیارهای سختگیرانه و عیب‌جویی افراطی: تمایل برای دستیابی به استانداردهای بسیار بالا برای اجتناب از انتقاد، همراه با کمال‌گرایی و قوانین سخت.

منفی‌نگری و بدبینی: تمرکز دائمی بر جنبه‌های منفی زندگی همچون درد، ناامیدی یا خیانت، همراه با نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت.

ایثار: اولویت دادن به نیازهای دیگران بر نیازهای شخصی برای حفظ ارتباطات و اجتناب از برچسب خودخواهی.

بازداری هیجانی: سرکوب احساسات، اعمال و ارتباطات طبیعی برای جلوگیری از طرد شدن، احساس شرم یا از دست دادن کنترل بر هیجان‌ها.

 

برای جلسه طرحواره درمانی کجا باید بروم؟

برای حضور در جلسه طرحواره‌درمانی می‌توانید به مراکز مشاوره و روان‌درمانی معتبر مانند مرکز مشاوره سایه زیر نظر خانم دکتر زهرا عباسی مراجعه کنید. بهتر است پیش از مراجعه، اطلاعاتی درباره تخصص و تجربه درمانگران در زمینه طرحواره‌درمانی کسب کنید تا مطمئن شوید جلسه برای نیازهای شما مناسب است.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خدمات طرحواره درمانی مرکز مشاوره سایه، با همکاران ما با شماره 44212133 - 021 تماس بگیرید.