روانشناسی و روانکاوی
  • 8 بهمن 1403

تعـریف، تفاوت‌ها و شباهت‌های روانکاوری و روانشناسی

در این مقاله، هدف اصلی ما این است که شما خوانندگان گرامی را با مهم‌ترین و تأثیرگذارترین تفاوت‌ها میان روانکاوی و روانشناسی به‌طور کامل آشنا کنیم و به بررسی دقیق ویژگی‌ها و خصوصیات برجسته هر یک از این دو حوزه بپردازیم. علاوه بر این، تلاش خواهیم کرد تا معیارها و نکات مهمی که می‌توانند به شما در انتخاب یک روانشناس حرفه‌ای و کاردان کمک کنند، به‌صورت جامع و روشن توضیح دهیم.  هدف نهایی این است که با ارائه اطلاعاتی دقیق و کاربردی، زمینه‌ای برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در زمینه مسائل روانی فراهم کنیم.

تعریف روانکاوری چیست و ریشه روانکاوی کجاست؟

روانکاوی، یکی از شاخه‌های پرمعنا و تاثیرگذار در روان‌شناسی، برای نخستین بار به‌عنوان یک اصطلاح علمی توسط زیگموند فروید وارد ادبیات پژوهشی شد. فروید این مفهوم را به‌عنوان ابزاری توصیف کرد که به کمک آن، می‌توان محتواهای روانی سرکوب‌شده را به سطح آگاهی فرد آورد. او با کاوش‌های تخصصی خود در ساختار روان انسان، دریچه‌ای تازه به دنیای ناخودآگاه گشود و نشان داد که بسیاری از فرآیندهای روانی از جمله فراموشی، یادآوری ناگهانی، تفسیر رؤیا و حتی لغزش‌های کلامی، در دایره آگاهی معمول نمی‌گنجند و نیاز به رویکردی ژرف‌تر برای درک آنها وجود دارد.

نبوغ فروید در فهم نظام ناخودآگاه، نه‌تنها باعث ایجاد روش روانکاوی شد، بلکه زمینه‌ساز شکل‌گیری سه حوزه کلیدی در این علم نیز گردید که هر یک از این حوزه‌ها به تشریح جوانب مختلف این نظریه می‌پردازند:

1. روانکاوی به‌عنوان یک روش تحقیق  
در این جایگاه، روانکاوی ابزاری است برای کندوکاو و تحلیل بخش‌های ناخودآگاه ذهن. این روش بر پایه تداعی آزاد بنا شده است؛ یعنی فرد تحت روانکاوی می‌تواند آزادانه درباره هر چیزی که به ذهنش خطور می‌کند، صحبت کند. از روی رویاها، خیالات، لغزش‌های کلامی و حتی هذیان‌ها، روانکاو سرنخ‌هایی را از ناخودآگاه فرد استخراج کرده و به آن معنا می‌بخشد. اساس این رویکرد بر این باور استوار است که تمام گفتارها و اعمال انسان دارای ریشه‌ها و انگیزه‌هایی ناخودآگاه هستند که با تکنیک تداعی آزاد قابل کشف‌اند.

2. روانکاوی به‌عنوان یک روش درمانی  
در این بخش، روانکاوی بستری سمبولیک برای بازآفرینی گذشته فرد فراهم می‌کند. بیمار با همراهی روانکاو می‌تواند جنبه‌های پنهان تجربه‌های گذشته را مجدد مورد بررسی قرار دهد. جلسات درمان معمولاً طولانی‌مدت بوده و مراجع چندین بار در هفته در فضایی آرام و بدون قضاوت به بیان کلیه افکار خود می‌پردازد. روانکاو نیز با دقت تمام، در زمان‌های مناسب تفسیرهایی از تداعی‌ها، مقاومت‌ها یا انتقال عاطفی ارائه می‌دهد. در این فرآیند، هدف دسترسی به محتواهای ناآگاه و رفع تعارض‌های روانی عمیق است. فروید کار روانکاوی را به شیمی‌دانی تشبیه می‌کند که به‌جای مواد طبیعی یا مصنوعی، آزمایش‌های خود را روی ساختار پیچیده ناخودآگاه انجام می‌دهد.

3. روانکاوی به‌عنوان یک چارچوب نظری برای آسیب‌شناسی روانی  
فروید با ارائه نظریاتی نظام‌مند در آسیب‌شناسی روانی، نه‌تنها به شناخت فرآیندهای پیچیده ذهن کمک کرد، بلکه راهنمایی عملی برای پژوهش‌ها و درمان‌های روان‌شناختی فراهم نمود. نظریات او چارچوب تحلیلی قدرتمندی را معرفی کردند که همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و درمانگران در سراسر جهان است.

روانکاوی نه‌تنها راهی برای درک بخش ناپیدای روان انسان است، بلکه پلی است بین گذشته و حال؛ روشی برای رسیدن به آگاهی عمیق‌تر که همچنان بعد از گذشت دهه‌ها اهمیت خود را حفظ کرده است. میراث فروید در این زمینه، همچون چراغی است که راه را برای اکتشافات بیشتر درباره ذهن انسان روشن نگه داشته است.

روانکاوی چه تفاوت‌هایی با رویکردهای روان‌درمانی دارد؟

برای درک بهتر مسیر روان‌درمانی و انتخاب مناسب‌ترین گزینه برای بهبود کیفیت زندگی، لازم است ابتدا تفاوت‌های میان روانشناس و روانکاو را بشناسیم. امروزه بیش از 200 رویکرد روان‌درمانی در جهان وجود دارد، اما همه‌ی آنها نمی‌توانند مدعی کارآمدی واقعی باشند. یک رویکرد درمانی باید سه معیار علمی اساسی را برآورده کند.
نخست، اثربخشی آن باید از طریق پژوهش‌های علمی اثبات شده باشد، به‌طوری‌که نشان دهد این روش بهتر از نداشتن درمان یا دریافت درمان‌های مشابه عمل می‌کند. دوم، درمانگران باید بتوانند پس از آموزش‌های کافی، این روش را به درستی اجرا کنند. سوم، هزینه‌های روش درمان باید مقرون‌به‌صرفه باشند. در این میان، رویکردهای شناختی-رفتاری (CBT) با پشتوانه پژوهشی قدرتمندتری نسبت به سایر رویکردها، تمامی این معیارها را برآورده کرده‌اند و به همین دلیل در بسیاری از نظام‌های سلامت جهان به‌عنوان شیوه‌ای مؤثر پذیرفته شده‌اند.
اما روانکاوی چه تفاوت‌هایی با سایر رویکردهای روان‌درمانی دارد؟
روانکاوی بیشتر بر عمق مشکلات فرد تمرکز دارد. مسائل بنیادینی نظیر ترس از مرگ، از دست دادن عزیزان، اضطراب‌های ریشه‌ای، وابستگی‌های شدید، احساس پوچی و نارضایتی‌های عمیق را باید در این دسته قرار داد. برخی احساسات ناخوشایند و کهنه نیز نیازمند تحلیل دقیق توسط روانکاو هستند. ممکن است این نوع مشکلات لایه‌های عمیقی داشته باشند که در سایر روش‌ها نادیده گرفته شوند.
از دیدگاه شیوه‌ی کار، روانکاوی علاوه بر بررسی حال حاضر مراجع، به گذشته او نیز اهمیت زیادی می‌دهد و آن را تحلیل می‌کند. اما در مقابل، روانشناسی (به‌ویژه در رویکردهایی مانند CBT) بیشتر بر اوضاع فعلی و عملکرد کنونی فرد تأکید دارد. به بیان ساده‌تر، روانشناسی معتقد است همه ما در طول زندگی با فراز و نشیب‌هایی مواجه هستیم و هدف اصلی کمک به افراد برای مدیریت بهتر این چالش‌هاست.
روانشناس بیشتر بر عملکرد روزمره افراد تمرکز می‌کند؛ مسائلی نظیر روابط عاطفی، شغلی، هدف‌گذاری و مدیریت فعالیت‌های روزانه در جلسات مشاوره بررسی می‌شوند. مراجعان به کمک راهنمایی‌های روانشناس تغییرات مطلوب را در رفتار یا عملکرد خود ایجاد می‌کنند. اما روانکاو با تعارضات درونی مراجع سروکار دارد. ممکن است فرد به ظاهر زندگی روزمره خود را ادامه دهد اما از درون گرفتار نارضایتی عمیق و کشمکش با احساسات خود باشد. حتی گاهی اوقات این افراد از جلسات متداول روانشناسی نتیجه نمی‌گیرند. در این مواقع روانکاوی می‌تواند با کاوشی عمیق‌تر، به ریشه‌یابی و حل این تعارضات بپردازد.
برای توضیح ساده‌تر، می‌توان آن را به فرایند درمان یک پای شکسته تشبیه کرد. پزشک ابتدا با استفاده از آتل یا گچ اقدام به تثبیت وضعیت می‌کند تا پای بیمار توانایی حرکت اولیه را بازیابد. اگر این اقدام اولیه کافی نباشد، پزشک وارد مراحل پیچیده‌تری نظیر جراحی می‌شود. مشابه همین روند نیز در حوزه درمان روانی وجود دارد؛ روش‌های رایج روانشناسی ممکن است همچون آتل اولیه عمل کنند، اما اگر مشکلی عمیق‌تر باشد و این رویکردها کافی نباشند، تحلیل و بررسی دقیق‌تر توسط روانکاو ضروری خواهد بود.
این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که انتخاب مسیر درمانی مناسب بستگی زیادی به نوع مشکل فرد دارد. آگاهی از این نکات می‌تواند به شما کمک کند تا با نگاه دقیق‌تری برای بهبود وضعیت خود تصمیم بگیرید.

مدت زمان جلسات روان‌درمانی چه تفاوتی با رویکردهای دیگر روانشناسی دارد؟

در مورد مدت زمان جلسات روان‌درمانی، باید توجه داشت که حتی در رویکردهای کوتاه‌مدت نیز نمی‌توان انتظار داشت که با تنها یک یا دو جلسه به نتایج مطلوب دست یافت. کوتاه‌مدت بودن به این معنا نیست که جلسات به‌صورت تک‌جلسه‌ای برگزار شوند یا فقط زمانی که فرد تجربه حالاتی ناخوشایند دارد، به روانشناس مراجعه کند.
اگر فرد از نظر مالی، زمانی یا تاب‌آوری، در موقعیتی نیست که بتواند درمان را برای مدت طولانی ادامه دهد، بهتر است روانکاوی را انتخاب نکند. زیرا هزینه‌ها و تعداد جلسات این نوع درمان به‌مراتب بالاست. جلسات روان‌درمانی (غیر از روانکاوی) معمولاً بین 12 تا حداکثر 20 جلسه متغیر است.
روانکاوی به‌عنوان یک درمان بلندمدت شناخته می‌شود و کاهش علائم معمولاً پس از 6 تا 7 ماه نمایان می‌شود. افراد شرکت‌کننده در درمان روانکاوی باید صبور بوده و برای کار عمیق بر روی مسائل خود تصمیم جدی بگیرند. در این فرایند، ایگو (خود) به‌دقت تحلیل می‌شود و گاهی ممکن است فرد با مشکلاتی مواجه شود که نیازمند تحمل و پذیرش تحلیل آن است. این موضوع به‌ویژه در مواردی مطرح است که ایگو یا به‌درستی شکل نگرفته یا آسیب‌دیده باشد.
در روانکاوی و حتی در طرحواره‌درمانی، احساس توقف یا پسرفت در مراحل اولیه درمان کاملاً طبیعی است. مراجعان باید به خود فرصت دهند تا روند درمان، هرچند آهسته، اما تأثیرگذار پیش برود. البته، اگر پس از حدود یک سال و نیم تا دو سال از جلسات منظم روانکاوی هیچ تغییری یا موفقیتی احساس نشود، بهتر است این موضوع با روانکاو مطرح شده و مسیر درمان بازبینی شود.
برای افرادی که امکان دسترسی به خدمات سلامت روان از جمله روانکاوی، مشاوره یا کارگاه‌های روانشناسی را ندارند، مطالعه کتاب‌های مفید و غیربازاری روانشناسی می‌تواند ابزار مناسبی برای افزایش آگاهی باشد. همچنین مشاهده و شنیدن کلیپ‌ها و برنامه‌های آموزشی تهیه‌شده توسط روانشناسان و روانکاوان حرفه‌ای می‌تواند در داشتن نگاهی بهتر به زندگی و مواجهه صحیح با چالش‌های آن مفید و مؤثر واقع شود.

اهداف جلسات روانشناسی و روانکاوری چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

به‌طور کلی می‌توان گفت که روانشناسان و روانکاوان هر دو هدف مشترکی دارند: کمک به مراجعان برای بهبود وضعیت روحی. با این حال، وقتی به شیوه‌ی کاری و اهداف آنان در جلسات دقت می‌کنید، متوجه می‌شوید که تفاوت‌های قابل‌توجهی وجود دارد. روانشناسان بالینی اغلب تلاش می‌کنند تا بیماران رویکرد متفاوتی نسبت به زندگی‌شان پیدا کنند. برای تحقق این هدف، آن‌ها معمولاً موارد زیر را به بیماران ارائه می‌دهند:
- راهکارهایی برای مقابله با موقعیت‌های دشوار  
- تکنیک‌هایی برای مدیریت یا تغییر افکار منفی و غیرمنطقی  
- نکاتی برای برقراری ارتباط مؤثرتر و معنادارتر با دیگران  
در مقابل، روانکاوان بیشتر به مراجعان کمک می‌کنند تا رابطه خود با ذهن و احساساتشان را عمیق‌تر درک کنند. هدف آن‌ها کمک به افراد در کشف ریشه‌ی افکار، احساسات و تمایلاتشان است تا بتوانند به شکلی موثرتر از آشفتگی‌های روانی عبور کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد جلسات و نحوه و زمان برگزاری آن‌ها می‌توانید با همکاران ما در مرکز مشاوره سایه زیر نظر خانم دکتر زهرا عباسی با شماره 44212133 - 021 تماس بگیرید.

آیا روانکاوری موثرتر است یا روانشناسی؟

تحقیقات فعلی هنوز پاسخ قطعی برای این موضوع نیافته‌اند، اما نتایج بسیاری از مطالعات حاکی از آن است که هیچ یک از روش‌های درمانی برتر یا ضعیف‌تر از دیگری نیستند. هر رویکرد مزایا و معایب خاص خود را دارد، و انتخاب بهترین گزینه تا حد زیادی به نیازها، شرایط روانی و حتی شخصیت افراد بستگی دارد. برخی مطالعات نیز نشان داده‌اند که درمان‌های روان‌پویشی یا روانکاوی گاهی حتی می‌توانند در درمان افسردگی، بهبود سلامت روان و کاهش اضطراب، اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری داشته باشند.
در نهایت، باید توجه داشت که تمامی رویکردهای روانشناسی و مشاوره، از جمله روانکاوی و روش‌های دیگر، اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند: کمک به بهبود وضعیت روحی و ذهنی افراد. نکته کلیدی این است که مراجعان باید روشی را انتخاب کنند که با آن احساس راحتی بیشتری دارند. آشنایی با رویکردهای مختلف و استاندارد می‌تواند نقش مؤثری در تصمیم‌گیری آگاهانه داشته باشد و مسیر پیشرفت فرد را هموارتر کند.

روانشناس و روان‌درمانگر باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

ویژگی‌های یک روان‌شناس خوب می‌توانند انتخاب یک روان‌درمانگر مناسب را ساده‌تر کنند:

یک روان‌شناس حرفه‌ای باید برخوردی متناسب با هر فرد و شرایط او داشته باشد.  
او باید تمام وقت جلسه را به مراجع اختصاص داده و کاملاً درگیر مسائل او شود.  
رعایت کامل اصول اخلاق حرفه‌ای از دیگر نکات مهم است.  
روان‌شناس باید با گشاده‌رویی، پذیرش و مهربانی با مراجعین رفتار کند.  
او باید برای تقویت روابط میان افراد، به‌ویژه در میان خانواده‌ها و زوج‌ها، تلاش کند.  
یکی از اهداف مهم روان‌شناس، کمک به اصلاح رفتارهای نادرست مراجعه‌کنندگان است.  
مهارت‌های ارتباطی بالا نیز از ضروریات یک روان‌شناس خوب برای ایجاد ارتباط درمانی مؤثر است.  
داشتن دقت و توجه به جزئیات نیازمند ضریب هوشی بالا است که در این حرفه اهمیت فراوانی دارد.  
انرژی مثبت و توانایی انتقال آن به مراجعین از دیگر ویژگی‌های مهم است.  
درک شرایط مراجعه‌کننده و همدلی با او یکی از اصول بنیادی کار روان‌درمانی محسوب می‌شود.  
روان‌شناس باید فردی قابل اعتماد باشد و اسرار مراجعان را کاملاً حفظ کند.  
ظاهر مرتب و شخصیتی جذاب و بانفوذ می‌تواند موجب راحتی بیشتر مراجع شود.  
تخصص و دانش کامل در زمینه کاری، یکی از نشانه‌های بارز یک روان‌شناس برجسته است.

بهترین روش برای انتخاب روانشناس چیست؟

بهترین روش برای انتخاب روانشناس این است که ابتدا نیازها و انتظارات خود را به‌خوبی بشناسید. تحقیق درباره تخصص‌ها و تجربه‌های مختلف روانشناسان نیز اهمیت زیادی دارد. می‌توانید با جستجوی نظرات مراجعین قبلی، میزان رضایت آن‌ها را بررسی کنید. همچنین، یک جلسه مشاوره اولیه می‌تواند به شما کمک کند تا ارزیابی دقیق‌تری از رویکرد و شخصیت روانشناس داشته باشید و مطمئن شوید که او با نیازهای شما مطابقت دارد. مکان جغرافیایی و هزینه جلسات نیز از عواملی هستند که باید در نظر گرفته شوند.
همکاران ما در مرکز مشاوره سایه زیر نظر خانم دکتر زهرا عباسی آماده پاسخگویی به پرسش‌های شما در مورد شرایط و نحوه جلسات مشاوره هستند. برای کسب اطلاعات بیشتر با ما با شماره 44212133 - 021 تماس بگیرید.