سوءاستفاده و تجاوز
  • 21 بهمن 1403

جملات ممنوعه در مورد قربانیان تجاوز و سوءاستفاده جنسی

هیچ راه سریع‌تر یا ساده‌تری برای ایجاد تنش در یک مکالمه وجود ندارد جز مطرح کردن موضوع تجاوز. این موضوع ناخوشایند است، تابو محسوب می‌شود و چیزی است که مردم ترجیح می‌دهند نادیده بگیرند. ما را می‌ترساند، احساس ناراحتی ایجاد می‌کند و شاید حتی ما را به یاد زخم‌های شخصی بیندازد که دوست داریم وانمود کنیم وجود ندارند. حتی خودم هم از گفتن کلمه تجاوز خوشم نمی‌آید؛ گویی وقتی می‌خواهم این کلمه را بگویم، یک مانع نامرئی جلوی زبانم را می‌گیرد. برای من راحت‌تر است که خاطرات و درد را به پس‌زمینه ذهنم بفرستم و تظاهر کنم هیچ اتفاقی نیفتاده است. راحت‌تر است که به قربانیان چندصد هزار مورد تعرض جنسی که هر ساله اتفاق می‌افتد فکر نکنم.
آمار نشان می‌دهد که افراد زیادی در معرض سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند، کافی است به اطرافتان نگاه کنید؛ این آمار نشان می‌دهد که احتمالاً چندین نفر از افرادی که می‌شناسید دچار این مسئله شده‌اند. شاید درباره آن با شما صحبت کرده باشند، شاید هم این موضوع را پنهان کرده باشند. اما اگر روزی دوست، خواهر یا حتی فرزندتان به شما بگوید که قربانی سوءاستفاده جنسی شده است، چه می‌کنید؟ چه می‌گویید؟ چگونه باید واکنش نشان دهید؟ ممکن است احساس خشم، ترس یا حتی ناباوری کنید. وقتی با چنین خبری از سوی یک عزیز روبه‌رو می‌شوید، احساسات پیچیده‌ای به سراغ شما می‌آید. این مطلب را می‌نویسم به این امید که افراد بیشتری یاد بگیرند چگونه در چنین شرایطی رفتار کنند و واکنش مناسبی نشان دهند.

سه قانون اساسی

1. باورشان کنید: تنها ۲ تا ۵ درصد از اتهامات مربوط به تجاوز جنسی نادرست هستند. صحبت کردن درباره تجاوز یا سوءاستفاده جنسی نیاز به شجاعت زیادی دارد. قربانی را با زیر سؤال بردن یا بی‌اعتمادی بی‌احترام نکنید.
2. از آن‌ها حمایت کنید: اگر بلافاصله پس از وقوع حادثه به سراغ شما آمده‌اند، از آن‌ها بپرسید که آیا به کمک برای رفتن به بیمارستان، پلیس یا هر جای دیگری نیاز دارند. جویا شوید که چه کاری می‌توانید برای کمک به آن‌ها انجام دهید. به دوستی‌تان ادامه دهید و حالشان را بررسی کنید تا مطمئن شوید که وضعیتشان خوب است. همچنین به یاد داشته باشید که ممکن است فرد آسیب‌دیده به کمی فضا نیاز داشته باشد.
3. از انتقاد خودداری کنید: ممکن است قربانی انتخاب‌های نادرستی داشته باشد، به مکانی ناامن رفته باشد، یا با افرادی که مناسب نبوده‌اند وقت گذرانده باشد. با این حال، زمانی که پس از یک حمله به شما مراجعه می‌کنند، وقت قضاوت نیست. وقت آن است که به آنها کمک کنید. بعدها، وقتی فرصت کافی برای بهبودی پیدا کردند، شاید بتوانید به آرامی و با احتیاط پیشنهاد یا راهنمایی‌هایی ارائه دهید، اگر احساس کردید ضروری است؛ اما دقت کنید که به هیچ وجه این تصور را القا نکنید که رفتارهایشان دلیل وقوع حمله بوده است.

تجاوز، رقص دو نفره است!

برخی افراد بر این باورند که اگر با کسی بیرون بروید و مورد آزار قرار بگیرید، انگار به‌نوعی سهمی در این اتفاق داشته‌اید. این درست نیست. تنها زمانی از چنین چیزی استقبال کرده‌اید که واقعاً آن را خواسته باشید و به زبان آورده باشید. گفتن اینکه قربانی به نوعی در وقوع این حادثه نقش داشته است، چیزی نیست جز تقویت حس سرزنش خود، حسی که احتمالاً تا آخر عمر همراهشان خواهد ماند

باید آن را گزارش می‌دادی!

۶۸ درصد از تجاوزها گزارش نمی‌شوند، و حتی زمانی که تجاوزی گزارش شود، فقط ۳ نفر از هر ۱۰۰ متجاوز روزی را در زندان خواهند گذراند. بلافاصله بعد از یک حمله جنسی، اولین چیزی که بسیاری از ما ممکن است به آن فکر کنیم، پیدا کردن مکانی امن است. شما در وضعیت بقای غریزی قرار دارید؛ فقط می‌خواهید از آن محیط دور شوید، جای امنی پیدا کنید و خود را پاک کنید. در چنین شرایطی ذهن به‌درستی کار نمی‌کند و معمولاً اولین کاری که بسیاری از قربانیان تجاوز می‌خواهند انجام دهند، دوش گرفتن است؛ برای شستن همه آنچه اتفاق افتاده. متأسفانه این کار بسیاری از شواهد دی‌ان‌ای که برای محکومیت لازم است را از بین می‌برد. حتی اگر فوراً به پلیس مراجعه کنید، اثبات تجاوز در دادگاه به‌شدت دشوار است. شهادت دادن درباره تجربه‌تان دلسردکننده است، و اگر سیستم قضایی در محکوم کردن متجاوز شکست بخورد، تجربه دادگاه می‌تواند به اندازه تجربه اولیه تجاوز دردناک باشد. همچنین پس از ترک دادگاه، ممکن است نگران انتقام‌جویی از سوی مهاجم، دوستان یا خانواده او باشید. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که گاهی آزارگر یکی از اعضای خانواده، دوستی نزدیک یا فردی با نفوذ است. تصمیم به فرستادن یکی از اعضای محبوب خانواده به زندان کاری بسیار سخت است. مهم‌ترین نکته این است که از بازماندگان حمایت کنیم تا بتوانند درباره گزارش یا عدم گزارش حمله خود تصمیم بگیرند. تنها خود آنها هستند که می‌توانند این تصمیم را بگیرند.

چه لباسی پوشیده بودی؟

جالب است که این سؤال بسیار مطرح می‌شود. این هم نوعی تلاش برای یافتن دلیلی است تا بتوان بخشی از آنچه اتفاق افتاده را به گردن قربانی انداخت. آنچه می‌پوشید، دلیل مقصر بودن شما نیست. ممکن است فرد متجاوز سعی کند شما را مقصر جلوه دهد؛ این همان کاری است که انجام می‌دهند. مهم نیست کسی چه پوشیده یا نپوشیده باشد. نوع پوشش ارزش هیچ‌کس را کمتر نمی‌کند و به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد که به او تعرض کند.

چرا مقابله نکردی؟

بیشتر اوقات وقتی کسی مورد حمله قرار می‌گیرد، در حالت شوک فرو می‌رود. نمی‌تواند باور کند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اگر در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته باشد، ممکن است از آنچه در حال روی دادن است جدا شده و احساس کند که گویی تجربه‌ای خارج از بدن خود را می‌گذراند، چیزی که هیچ کنترلی روی آن ندارد. یادم می‌آید بارها و بارها "نه" گفتم، اما مبارزه با زبانم برای خارج کردن این کلمه سخت بود، چون احساس می‌کردم انگار دیگر حتی جزئی از بدن خودم نیستم. حسی داشتم مثل یک لامپ که از سقف آویزان شده و فقط نظاره‌گر صحنه است، بدون اینکه بتواند کاری برای متوقف کردن آن انجام دهد. احساس فلج بودن داشتم. این اتفاق برای بی‌شماری از قربانیان رخ می‌دهد. دلایل زیادی وجود دارد که چرا کسی نتوانسته به‌اندازه کافی مقاومت کند تا آن را متوقف کند. بیشتر بازماندگان بعداً از خود می‌پرسند چرا نمی‌توانستند قوی‌تر بجنگند، و معمولاً پاسخ شوک و جدایی ذهنی است. با چنین سؤالاتی به سراغشان نروید.

فکر می‌کردم فقط دخترها قربانی تجاوز می‌شوند

از هر شش پسر، یک نفر تا پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی دچار آزار جنسی می‌شود، و احتمالاً این آمار کمتر از واقعیت است. مردان به‌مراتب کمتر از زنان درباره آزار جنسی صحبت می‌کنند. تنها ۱۶ درصد از مردانی که در پرونده‌های ثبت‌شده توسط سازمان‌های خدمات اجتماعی (که معمولاً موارد جدی را در بر می‌گیرد) سابقه آزار جنسی داشتند، خود را قربانی آزار جنسی می‌دانستند، در حالی که این رقم برای زنان با سابقه مشابه در همان تحقیق، ۶۴ درصد بوده است.
هم مردان و هم زنان پس از تجربه آزار جنسی احساس انزوای عمیقی را تجربه می‌کنند؛ اما ازآنجاکه موارد مرتبط با آزار جنسی در زنان شیوع بیشتری دارد، به نظر می‌رسد که انگ بیشتری برای مردان قربانی وجود دارد. این موضوع اغلب باعث می‌شود مردان و پسران این مسئله را پنهان کنند، که معمولاً باعث پیامدهایی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، احساس ناکافی بودن به‌عنوان یک مرد یا نگرانی درباره گرایش جنسی‌شان می‌شود.
اگر مردی با شما درباره تجربه آزار جنسی خود صحبت کرد، او را جدی بگیرید. مطرح کردن چنین موضوعی نیازمند شجاعت و جسارت زیادی است.

همه چیز بخشی از نقشه خداوند است یا حتماً خواست خدا بوده است.

مسئولیت اعمال یک متجاوز را به گردن خدا نیندازید. باور دارم که خداوند از تجاوز و سوءاستفاده جنسی ناراحت و غمگین می‌شود و چنین اتفاقاتی را ترتیب نمی‌دهد. اگر این باور را به صدای بلند با کسی که قربانی این نوع خشونت بوده مطرح کنید، تقریباً همیشه این پرسش را در ذهن او ایجاد خواهید کرد که "من به چه خدایی اعتقاد دارم اگر این بخشی از نقشه اوست؟" اگر چنین اعتقادی دارید، بهتر است فعلاً آن را نزد خود نگه دارید. وقتی کسی درباره تجربه تجاوز یا خشونت جنسی با شما صحبت می‌کند، زمان ارائه درس‌های الهیاتی شما نیست.
این را بدون هیچ نیتی برای تلخ جلوه دادن صحبت یا ابراز خشم می‌گویم. افراد مهربان و خوبی این حرف‌ها را به من گفته‌اند و من دوستشان دارم. می‌دانم که نیت و انگیزه‌هایشان خیرخواهانه بوده است، اما چنین حرف‌هایی کمکی نمی‌کند. فرد قربانی علاوه بر تحمل رنج ناشی از آن حادثه، نباید دچار تردید در ایمان خود شود. ممکن است ایمان آن‌ها به‌صورت عمده‌ای در روند بهبودشان مؤثر باشد. به قربانی یادآوری کنید که خداوند دوستشان دارد؛ به آن‌ها بگویید که برایشان دعا می‌کنید. اما اتفاقات رخ‌داده را چیزی جلوه ندهید که گویا خداوند از پیش طراحی کرده باشد.

«آیا فراموشش کرده‌ای» یا «باید فراموشش کنی»

پس از وقوع حمله و در طول مسیر بهبودی، فرد بازمانده ممکن است تغییرات زیادی را تجربه کند. احتمالاً هیچ‌گاه نتواند به همان شرایط گذشته بازگردد. چنین آسیبی مانند شکستگی استخوان بهبود نمی‌یابد و مشکلات روانی مثل اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی و اضطراب ممکن است بخشی از زندگی بازمانده شود. سعی کنید درباره تأثیرات سوءاستفاده جنسی تحقیق کنید تا بفهمید چگونه می‌توانید حامی باشید؛ اما تلاش نکنید بازمانده را مجبور کنید که دقیقاً مانند گذشته باشد. ممکن است چنین چیزی هرگز عملی نشود.

داستان‌های تجاوز را با هم مقایسه نکنید

برای مثال، نگویید چیزی مثل این که "خب حداقل مثل آن دختری که در اخبار خواندم و در زیرزمین حبس شده بود، نبودید..." یا "حداقل توسط کسی که واقعاً به او اعتماد داشتید مورد تعرض قرار نگرفتید." بیان چنین جملاتی درد و رنج بازمانده را نادیده می‌گیرد و ارزش تجربه او را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، شنیدن ماجرای دیگری از تعرض ممکن است باعث ترس و اضطراب شود. بسیار دقت کنید که درباره تجاوز با کسی که قبلاً این تجربه را داشته است، بی‌پرده و بی‌ملاحظه صحبت نکنید.

به هیچ‌کس دیگری نگویید

اگر کسی داستان خود را با شما درمیان گذاشته است، آن را با هیچ‌کس دیگری به اشتراک نگذارید مگر اینکه خودشان به‌صراحت از شما خواسته باشند. این داستان متعلق به آن‌هاست، نه شما. بازگو کردن آن برای دیگران خیانتی بزرگ به اعتمادشان خواهد بود.

جزئیات را نپرسید

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که تمایل زیادی به کنجکاوی بیش از حد در زندگی دیگران دارد، به‌طوری که بسیاری از داستان‌ها با جزئیات بی‌مورد و غیرضروری به تیترهای خبری تبدیل می‌شوند. بسیاری از قربانیان تجاوز نمی‌خواهند جزئیات اتفاقی که بر آن‌ها گذشته را دوباره بازگو یا مرور کنند. البته برخی ممکن است برای یافتن آرامش یا حمایت مایل به صحبت باشند، که این کاملاً قابل درک است. اما از آن‌ها خواسته نشود جزئیات را بازگو کنند؛ اجازه دهید خودشان در صورت تمایل این اطلاعات را به اشتراک بگذارند.

 

مقاله اختصاصی مرکز مشاوره سایه
تهیه و تنظیم زیر نظر خانم دکتر زهرا عباسی